مرکز خدمات مشاوره ای طلوع زندگی

ارتقاء سلامت خانواده

اگر دوست دارید فرزند شما برای خود ارزش و اهمیت قائل شود باید ...

با او به صورت انسانی مهم و با ارزش و جذاب برخورد کنید .

با آموختن الگوهای رفتاری صحیح به فرزند ، راه را برای پی ریزی و حفظ و تحکیم اعتماد به نفس در او هموار نمایید .

با فرزندان طوری رفتار کنید که گویی شخصیت هایی هستند که قابلیت تبدیل شدن به آن را دارند .

فرزندان را تشویق کنید از خطر کردن استقبال کنند و همیشه در جستجوی راه امن و مطمئن نباشند .

هیچ گاه نگذارید فرزند ، خود را کم توان پندارد و یا دست کم بگیرد .

سعی کنید عادت گله و شکایت کردن را از سر فرزندان بیاندازید .سعی کنید انتقاد شما از رفتار فرزند باشد نه خود او به عنوان یک انسان .

فرزندان را تشویق کنید مستقل باشند نه متکی .

به فرزندان خود بیاموزید قاضی اعمال دیگران نباشند .

فرزندان را تشویق کنید که با خود به نحوی جدی صادق و صمیمی باشند .

به خاطر داشته باشید جوانان دوست دارند زیبا و شاداب به نظر برسند .

فرزندان را تشویق کنید مراقب سلامتی خود باشند نه بی توجه و غافل از آن .

وقتی فرزندان کار مثبتی انجام می دهند ، آنها را غافل گیر کنید و همیشه به یاد شان بیاورید که چقدر عزیز و دوست داشتنی هستند .

با فرزندان طوری برخورد کنید که هم اکنون خود را کامل و بی نقص ببینند نه اینکه احساس کنند در آینده شخصیتی خواهند شد یا به جایی خواهند رسید .

به فرزندان فرصت دهید خود را انسانی ویژه و منحصر به فرد ببینند .

فرزندان را در آغوش بفشارید ، لمس کنید ، ببوسید و با آنها ارتباط فیزیکی داشته باشید .

اگر می خواهید فرزندان احساس زیبایی ، جذابیت ، شایستگی و سلامت کنند ، تجسم واقعی چنین شخصیتی باشید .

با دقت به حرف های فرزندان خود گوش دهید .

در فعالیت هایی که مقتضای سنین گوناگون است شرکت کنید .

فرزندان را تشویق کنید دوستان خود را به منزل دعوت کنند .

در تمام سنین ، همراه آنها با صدای بلند مطلبی را بخوانید .

از کوششهای فرزندان برای کسب استقلال استقبال کنید . نه اینکه استقلال خواهی آنها را تهدیدی در راه برتر جویی خود تلقی نمایید .

به فرزندان کمک کنید تا تصویر مثبتی از خود در ذهنشان پرورش دهند .

به فرزندان بیاموزید کلماتی را که ارزش و احترام آنها را پائین می آورد به خود نسبت ندهند .

 

بامداد شاهرود . صفحه 3 . شماره 1

1/9/1390

 

 

 

 


ازدواج چیست ؟

ازدواج ، میدان نبرد نیست ؛ بلکه انس و مهربانی و دوستی است .

ازدواج ، یک سند و مدرک و یا یک حلقه ی نامزدی و یا آلبومی پر از عکس های عقد و عروسی و مراسم و ماه عسل نیست .

ازدواج ، عشق ورزیدن و گرامی داشتن همسر در یکایک روزهای زندگی است .

ازدواج آن است که با همسر به لحاظ فیزیکی ، فکری - عقلانی ، عاطفی و نیز معنوی تفاهم داشته باشید .  

ازدواج ، در قلب ها اتفاق می افتد نه در محاضر .

ازدواج ، هر روز تمدید می شود .

ازدواج ، ایمانی است آگاهانه .

ازدواج ، انتخابی است که هر روز آن را به پا می دارید ؛ نه فقط روز عروسی یا سالگرد ازدواج .

ازدواج ، در رفتاری که با همسر دارید خود را منعکس می کند .

بامداد شاهرود . صفحه 3 . شماره 1

1/9/1390

 


وجه تسمیه شاهرود

قبل از اینکه به توضیح و تشریح وجه تسمیه شاهرود پرداخته شود ، خواهشمندم با این عبارات از نوشته پرویز شریعتی توجه فرمایید :

برای یافتن شکل نخستین واژه های مکانها بایستی مبانی گوناگونی را که ممکنست در این نامگذاری موثر باشد مورد بررسی قرار داد ، این مبانی به اختصار عبارتند از :

منشا نژادی مانند : ایران سر زمین آریاها ، گیلان سر زمین گیل ها .

منشا شخصی مانند : حسین آباد ، داراب گرد ، بندر عباس .

منشا مذهبی مانند : شاه عبدالعظیم ، امام زاده داود .

منشا واقعه تاریخی مانند : خونین شهر .

منشا نظامی مانند : شاهین دژ .

منشا اقتصادی و کشاورزی مانند : یونجه زار ، تاکستان ، شهر صنعتی قزوین .

منشا یا عوامل تفریحی مانند : دریا کنار ، زیبا کنار ، متل قو .

منشا جغرافیایی که خود شامل مواردی است از جمله :

پدیده های طبیعی مانند : پیشکوه ، سفید رود ، سرخ دشت ، ...

جهات اصلی مانند : قطب شمال ، قطب جنوب ، شهرک غرب ، باختران ، ...

شرایط اقلیمی و خاک مانند : بیابانک ، کویر ، خاک سفید ، سنگسر ، ...

شرایط آب و هوا مانند : گرمسار ، شمیران ، بردسیر ، ...

از این نوشته به خوبی استنباط می شود که وجه تسمیه شاهرود منشا جغرافیایی دارد ، حال به این توضیحات توجه فرمایید :

در شمال شهر شاهرود رودخانه ایست که از کوههای مجن و تجر سر چشمه می گیرد و پس از رسیدن به سرچشمه به دو قسمت می شود . یکی از این انشعابها از همان اول سرچشمه از روی املاک باغزندان گذشته ؛ سپس از مقابل بیمارستان از زیر خیابان راه آهن می گذرد .

انشعاب دوم ، از اول سرچشمه وارد شهر می شود ( خیابان فردوسی فعلی مسیل و مسیر این انشعاب بود ) در اوایل کوچه ثبت انشعابی داشت که از آنجا تا انتهای شبدری می رفت . امتداد رودخانه هم به فلکه شهر می آمد . یک نهر به خیابان تهران ، یکی به خیابان مصلی ، یکی هم به کوچه راه دیزج جریان می یافت .

آب مازاد همه اینها ، از زیر شهر وارد انشعاب باغزندان می شد و این نهر اصلی هم از زیراستاق گذشته ، تا حوالی دهملا می رفت و در آن جا به مرداب و لجن زار و نی زار تبدیل می شد . چنین به نظر می رسد که این رودخانه با وضعی که گفته شد در تسمیه این شهر موثر بوده است .

در این رودخانه در ایام بهار که فصل باران و آب شدن برفهای کوهستان است ، مقداری آب جریان دارد . زمانی هم که رگبار به کوهستانهای تاش و مجن می زند این رودخانه از سیلاب مملو می شود و نهایتا 24 تا 48 ساعت ادامه دارد .

اعتماد السلطنه می نویسد : رودخانه ای در شاهرود بوده بالنسبه با عظمت که حالا مجرای سیلاب آن به سمت مشرق و مابین شهر شاهرود و باغزندان است و آن رودخانه در وقت سیل آب دارد . مجرای سابق رودخانه حالا مسکون و جزو بیرون شهر است که محل کاروانسرا و باغات و چاپارخانه و غیره می باشد و زائران و قوافل در اینجا منزل می کنند و از آنجا که هر رود بزرگی را در این نواحی شاهرود می گویند چنانکه راه عمومی را شاهراه می نامند به مناسبت رود مذکور اینجا را شاهرود گفته اند و سیلاب این رود در وقت بارندگی از کوهستان تاش و شاهکوه استراباد و آن صفحات می آید .

برگزیده از : تاریخ جامع شهرستان شاهرود . تالیف : محمد علی شفیعی

نشریه بامداد شاهرود از مطلعین و آگاهان تقاضا دارد در صورتی که هر نوع اطلاعی در این زمینه دارند ما را آگاه سازند تا به نام خود آنان انتشار یابد . چنانچه خوانند گان نشریه از وجه تسمیه سایر شهرهای استان آگاهی دارند ما را مطلع سازند تا در صورت نیاز از آن مطالب استفاده شود .     

 

بامداد شاهرود . صفحه 2 . شماره 1

1/9/1390


نقشه ی راهنما برای یک زندگی پاک و شایسته

هر گز دروغ نگویید .

از بد گویی پرهیز کنید .

جدایی ها را به آشتی تبدیل کنید .

در پی هماهنگی باشید .

با تمامی موجودات خلقت ، مهربان باشید . از تجمل خواهی پرهیز کنید .

از گفتگوهای بیهوده و مشاجرات بی ثمر بپرهیزید .

هر روز مدتی را به سکوت بگذرانید .

ناراضی نباشید .

از نیازمندان دستگیری کنید .

نام خدا را تکرار کنید .

برای همه ی موجودات آرامش بخواهید .

آرامش را در همه جا بر قرار کنید .

بامداد شاهرود . صفحه 2 . شماره 1

1/9/1390   


 

 


گفتگویِ پیش از تولُّد با خالق مهربان !

تقدیم به : تمام مادرهای عزیز و دوست داشتنی

کودکی که آمادة تولّد بود ، به پیشگاه پروردگار مهربان پیغام فرستاد : می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید ، امّا من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم ؟ خداوند پاسخ داد : از میان بسیاری از فرشتگان ، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام . او در انتظار تُست و از تو نگهداری خواهد کرد .

امّا کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه ! می گفت اینجا در بهشت ، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این برای یک زندگیِ شاد در محضر پروردگارم کافی است . مأمورِ الهی تبسّمی کرد و از جانب خداوند پیغـام آورد : فرشتة تو در دنیا برایَت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشقِ او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود .

او نگرانی دیگری هم داشت : من چطور میتوانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم ؟ امّا باز هم پاسخ آمد : فرشتة تو زیباترین و شیرین ترین واژه هائی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقّت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی .

کودک با ناراحتی گفت : وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ، چه کنم ؟ من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ، ناراحت خواهم بود . خداوند برای این سؤال هم پاسخی داشت : فرشته ات به تو یاد می دهد که چگونه دُعا کنی . او همیشه دربارة من با توصحبت خواهد نمود و به تو راه بازگشت به نزد مرا خواهد آموخت ، گرچه من همواره در کنار تو خواهم بود .

او باز هم سؤال داشت : شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند . چه کسی از من مواظبت خواهد کرد ؟ جواب آمد : فرشته ات از تو مراقبت و محافظت خواهد کرد ، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهائی از زمین شنیده می شد . کودک می دانست که چاره ای نیست و به زودی نوبتِ او فرا میرسد و باید سفرش را آغاز کند . او به آرامی آخرین سؤال خود را از خداوند پرسید : خدایا ! اگر باید همین حالا بروم ، لطفاً نام فرشته ام را به من بگوئید . در این هنگام نسیم لطف و رحمت الهی را در وجود خود حس کرد و اینگونه شنید : نام فرشته ات اهمیّتی ندارد به راحتی می توانی او را مادر صدا کُنی .

 

بامداد شاهرود . صفحه 2 . شماره 1

1/9/1390