سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مرکز خدمات مشاوره ای طلوع زندگی

ارتقاء سلامت خانواده

تقصیر خودم بود ، نمی باید ...

تقصیر خودم بود ، نمی باید جلو می نشستم ..!!!

مسافر صندلی پشت زانوهایش را در ستون فقراتم فرو می کند ، یادم هست موقع سوار شدن قد چندانی هم نداشت ، باید با یک چیزی محکم بکوبم توی سرش ، چیزی دم دستم نیست ، احتمالا فکر کرده خوشم آمده که حالا دستش را از کنار صندلی به سمت من می آورد .

تقصیر خودم است ... !!!

 


پند لقمان

روزی لقمان به پسرش گفت : امروز به تو سه پند می دهم که کامروا شوی . اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری ! دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی .

پسر لقمان گفت : ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم ؛ چطور من می توانم این کارها را انجام دهم ؟

لقمان جواب داد : اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد . اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است . و اگر با مردم دوستی کنی ، در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست .

 

 


پسرکِ زرنگ و دیدارِ شبانه با پدر!

مردی دیر وقت ، خسته و عصبانی ، از سرِ کار به خانه بازگشـت . دمِ در ، پسرِ هشت ساله اش که در انتظار او بود گفت : بابا یک سؤال از شما بپُرسم ؟

پدر با بی حوصلگی گفت : چه سؤالی ؟

پسر پُرسید : بابا ، شما برای هر ساعت کار چقدر پول می گیرید ؟

مرد با عصبانیت پاسخ داد : این به تو ارتباطی ندارد . چرا چنین سؤالی میکنی؟

وقتی پسراصرارکرد : فقط میخواهم بدانم . بگوئید برای هرساعت کار چقدر پول میگیرید ؟

پدر گفت : اگر باید بدانی خوب می گویم ، 2 دلار .

پسر کوچولو در حالی که سرش پائین بود آه کشید . سپس به پدرش نگاه کرد و گفت : می شود لطفاً یک دلار به من قرض بدهید ؟

مرد بیشتر عصبانی شد و گفت : اگر دلیلت برای پُرسیدنِ این سؤال فقط این بود که پولی برای خریدنِ یک اسباب بازیِ مزخرف از من بگیری ، سریع به اتاقت برو ، فکر کن و ببین که چرا اینقدر خودخواه هستی . من هر روز سخت کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه ای وقت ندارم .

پسرک آرام به اتاقش رفت و در را بست . مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد : چطور به خودش اجازه می دهد برای گرفتن پول از من چنین سؤالی بپرسد ؟

 

 بعد از گذشـتِ مدّتی مادر که صدای گفتگوی آنها را شنیده بود ، آمد و گفت : پسرمان کودک با هوشی است و حتماً برای درخواستش دلیل قانع کننده ای دارد .

پدر فکر کرد که شاید با پسر کوچکش خیلی تُند و خشن رفتار کرده است شاید واقعاً چیزی بوده که برای خریدش به یک دلار پول نیاز داشته ، به خصوص اینکه خیلی کم پیش می آمد پسرک از پدرش درخواست پول کند . مرد به سمت اتاق پسر رفت ، در را باز کرد و گفت : فکر کردم امشب با تو خشن رفتار کرده ام . امروز کارم سخت و طولانی بود و همة ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم بیا این یک دلاری که خواسته بودی .

پسرک خندید و فریاد زد : متشکرم بابا ! .

بعد دستش را زیر بالِش بُرد و چند سکّه بیرون آورد . مرد وقتی دید پسرک خودش هم پول داشته است گفت : با اینکه خودت پول داشتی چرا از من پول می خواستی ؟

پسر کوچولو پاسخ داد : برای اینکه پولم کافی نبود ولی الان هست . حالا من 2 دلار دارم و می توانم یک ساعت از کار شما را بِخَرَم تا فردا شب یک ساعت زودتر به خانه بیائید ! دوست دارم با شما شام بخورم و ...

 


بخشی از اقدامات و خدمات ارائه شده ، توسط شهرداری شاهرود ، در سال 1390

بهینه سازی و موزائیک فرش ، پیاده رو های سطح شهر ، در مساحت 30هزار متر مربع ،

پخش 77 هزار تن آسفالت ، در خیابان ها و معابر شهری ،

احداث پارک شهرک بهارستان ،

پیگیری خرید 5 دستگاه اتوبوس ، جهت سرویس دهی و افزودن ناوگان حمل و نقل درون شهری

خرید دستگاه جدولزنی تمام اتوماتیک به مبلغ 3 میلیارد ریال

و ...


بر گزیده خبرها

روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شاهرود :

همزمان با میلاد با سعادت قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام ، کانون فرهنگی و هنری صداقت با حضور جمعی از روحانیون ، مسئول اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شاهرود ، مسئول کانون های فرهنگی و هنری مساجد و جمعی دیگر از مردم در مسجد ملا زینب شهر بیارجمند مورد بهره برداری قرار گرفت .

در مورخ 10/4/89 مرحله شهرستانی « شعر انتظار » با حضور تعدادی از مسئوولین در اداره ارشاد و فرهنگ اسلامی شاهرود برگزار شد .