مرکز خدمات مشاوره ای طلوع زندگی

ارتقاء سلامت خانواده

خصوصیات کودکان نه ساله و ده ساله

خصوصیات جسمانی - حرکتی :

علائم بدنی در مرحله قبل از بلوغ در این دوره ظاهر می شود .

قد دختران کمی بلند تر از پسران هم سن است .

رشد قد ثبات سنین 7 و 8 سالگی را ندارد .

چشم و دست در نوشتن و کارهای دستی نظم و هماهنگی بیشتری ÷یدا می کند .

به تدریج به خط غیر کتابی نیز آشنا می شود .

هنوز نمی تواند در آن واحد هم سریع بنویسد و هم خوش خط .

نقاشی ها نشانه ای از بیان آزاد و تخیلات و احساسات او است .

تغییر ساختمان بدنی در این دوره نسبتا کم است .

 

خصوصیات عقلی - ذهنی :

تصور او از خویشتن روشن تر می شود و مقام و موقعیت خود را بهتر درک می کند .

به علت گسترش عرض مفاهیم کودک با مفاهیم مختلف از یک رده یا طبقه آشنایی پیدا می کند .

در طبقه بندی اشیاء بر اساس سن جنس و شکل و موارد استفاده از آنها مهارت دارد .

در خانواده هایی که محیط سازگاری دارند افزایش بهره هوش کودک سریعتر است .

با مشاهدات و تجربیات عینی به مفهوم علت پی می برد .

توانایی درک کمیت را پیدا می کند و لذا آموزش حساب در این دوره مناسب است .

جهات اصلی را به خوبی درک می کند .

توجه او بیشتر به مناظر طبیعی جلب می شود .

برای آموختن زبان های غیر از زبان مادری آمادگی پیدا می کند .

 

خصوصیات عاطفی :

در این مرحله از رشد عواطف کودک مهترین انگیزه برای فعالیت است .

خشم و نفرت خود را به دیگران به صورت قهر و بی اعتنایی نشان می دهد .

از حالت چهره اشخاص علایم خشم و محبت و نگرانی را می فهمد .

موانعی که مانع رسیدن به هدفش باشد موجب خشم او می شود .

محتاج مهر و محبت است .

می خواهد همیشه کامیاب و موفق باشد .

ارضای عواطف را از اطرافیان به ویژه از پدر و مادر می آموزد .

محرومیت و جدایی از پدر و مادر را به شدت درک می کند .

قبول نشدن در جمع دوستان باعث اختلال شدید عاطفی او می گردد .

در این سن به واقعیت مرگ پی می برد .

 

خصوصیات اجتماعی :

دوستی ها در این سنین ثبات چندانی ندارد .

هم نشینی با جنس مخالف به شدت کم می شود .

موفقیت های او بیشتر به کوشش های خودش بستگی دارد .

روح تعادل و در عین حال رقابت در او دیده می شود .

وارد مرحله داد و ستد اجتماعی می شود .

انتظارات و توقعات دیگران را می فهمد و به آنها جواب می دهد .

میان وابستگی و آزادی و فرمانبرداری و عصیان در حال نوسان است .

میزان ارتباط های او با کودکان دیگر نشانه پیشرفت اجتماعی او است .

در صورتی خود را ممتاز می داند که به گروه یا دسته ای منسوب باشد .

در این مرحله از رشد سن رفاقت است .

تفاوت در الگوهای شخصی و روابط اجتماعی نمایان می گردد .

به علت توسعه شناخت و آگاهی روابط اجتماعی گسترده تر می شود .

 

 


الفبای زندگی به معنی واقعی

الف :  اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

 ب :  بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

 پ : پویایی برای پیوستن به خروش حیات

 ت :  تدبیر برای دیدن افق  فرداها

 ث :  ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها

 ج :  جسارت برای ادامه زیستن

 چ :  چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

 ح :  حق شناسی برای تزکیه نفس

 خ : خود داری برای تمرین استقامت

 د :  دور اندیشی برای تحول تاریخ

 ذ :  ذکر گویی برای  اخلاص عمل

 ر :  رضایت مندی برای احساس شعف

 ز :  زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها

 ژ :  ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها

 س :  سخاوت برای گشایش کارها

 ش :  شایستگی برای لبریز شدن در اوج

 ص :  صداقت برای بقای دوستی

 ض :  ضمانت برای پایبندی به عهد

ط : طاقت برای تحمل شکست

 ظ :  ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

 ع :  عطوفت برای غنچه نشکفته باورها

 غ :  غیرت برای بقای انسانیت

 ف :  فداکاری برای قلب های دردمند

 ق :  قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

 ک :  کرامت برای نگاهی از سر عشق

 گ :  گذشت برای پالایش احساس

 ل : لیاقت برای تحقق امیدها

 م :  محبت برای نگاه معصوم یک کودک

 ن :  نکته بینی برای دیدن نادیده ها

 و :  واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی

 ه :  هدفمندی برای تبلور خواسته ها

 ی : یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

 

 


قلبم سرشار از خوشی است ؛ زیرا

قلبم سرشار از خوشی است ؛ زیرا دستان قدرتمند خداوند را در دستانم حس می کنم .

قلبم سرشار از خوشی است ؛ زیرا هر روز صبح شاهد طلوعی دوباره در زندگی ام هستم .

قلبم سرشار از خوشی است  ؛ زیرا موفقیت های کوچک امروزم مرا به اهداف بزرگ زندگی ام می رساند .

قلبم سرشار از خوشی است ؛ زیرا سلامت هستم و قدر سلامتی ام را می دانم .

قلبم سرشار از خوشی است ؛ زیرا درونم از کینه و دشمنی خالی است .

قلبم سرشار از خوشی است ؛ زیرا دوستانی خوب و مهربان در کنارم دارم .

قلبم سرشار از خوشی است ؛ زیرا هنوز ناگفته های زیادی در دنیا برای دانستن و یاد گرفتن وجود دارد .

قلبم سرشار از خوشی است ؛ زیرا هنوز خندیدن و گریستن را فراموش نکرده ام .

 


سخن ما

بهار ، جلوه زیبای خداوند

بهار ، جلوه زیبای خداوند

بهار ، جلوه گاه پروردگار

با رسیدن بهار ، طبیعت ردای سبز بر تن می کند . چکاوک ها ، هزار دستان و قمریان ، نغمه ها و سرودهای فرح بخش و تازه سرمی دهند و انسان ها را به مهرورزی ، گره گشایی و هم گرایی فرا می خوانند .

بهار ، پیام آور عشق و رویش است و موسم سرور و آشتی و به همین خاطر است که خواستنی است و با آمدنش دل ها سرشار از سرور و جان ها معرفت می یابد .

بهار ، پیام آور تعادل است و اینکه در سایه تعادل ، زندگی زیبا می شود .

با دیدن بهار ، رحمت و محبت خداوند را به یاد می آوریم . در اینکه چشمه مهر ایزد همواره به سوی آدمیان و همه موجودات ، سرازیر است و ما اگر او و نشانه هایش را فراموش کنیم ، او هرگز ما را فراموش نمی کند و با دگرگونی فصل ها نیز به جلوه گری قدرت بی پایانش می پردازد تا شاید دلی به یاد او افتد و به شوق او بتپد و بر اثر تماشای جلوه هایش ، اشک شوق از چشمی جاری شود .

اساسا جهان هستی ، آینه دار خداست و جمال پروردگارش را به تماشا گذاشته است . به تعبیر زیبای حافظ :

مـراد دل ز تماشای بـاغ عـالـم چیست؟

به دست مردم چشم ، از رخ تو گل چیدن

بهار نیز یکی از باشکوه ترین جلوه های خدا در جهان هستی است که می توان با تماشای آن ، نقبی به عالم معنا زد و راهی به سوی خدا یافت و جمال پروردگار را به تماشا نشست . چه زیبا سروده است ، سعدی شیرازی :

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق

نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هشیار

آفرینش همه تنبیه خـداونـد دل است

دل نـدارد کـه نـدارد بـه خداوند اقرار

خبرت هست که مرغان سحر می گویند

آخر ای خفته ! سر از خواب جهالت بردار

 


حق و حقوق من در سال 91

من این حق را دارم که ، با من با احترام رفتار شود .

من این حق را دارم که ، دارای احساس باشم .

من این حق را دارم که ، احساسات ، عقاید ، و خواسته های خود را بیان کنم .

من این حق را دارم که ، دیگران به حرف های من گوش کنند .

من این حق را دارم که ، دیگران مرا جدی بگیرند .

من این حق را دارم که ، اولویتهای خود را مشخص سازم .

من این حق را دارم که ، بدون احساس گناه به دیگران (( نه )) بگویم .

من این حق را دارم که ، آنچه را که بابتش پول داده ام ، به دست آورم .

من این حق را دارم که ، خواسته های خودم را عنوان کنم .

من این حق را دارم که ، عقاید خود را با قدرت و صراحت بیان کنم .