خداوند برای هر چیزی که اجازه اتفاق افتادنش را می دهد دلیلی دارد … ممکن است ما هرگز نتوانیم حکمتش را درک کنیم اما باید به اراده و خواست او اعتماد کنیم .
خداوند برای هر چیزی که اجازه اتفاق افتادنش را می دهد دلیلی دارد … ممکن است ما هرگز نتوانیم حکمتش را درک کنیم اما باید به اراده و خواست او اعتماد کنیم .
ما چه می گوییم ؟ و چه مشکلاتی را می توانیم برطرف کنیم؟
« ما جهان اطراف خود را با سوال ها و پاسخ های عمیقی که به آنها می دهیم ، می سازیم .» کارل ساگان ( نویسنده و منجم آمریکایی )
پیش از برگزاری یا شرکت در جلسه های کاری این سوال ها را از خود بپرسید . همیشه در جمع به نتایج بهتری می توان رسید زیرا افراد فکرهایشان را روی هم می گذارند و نتایج بهتری به دست می آورند .
گریستن نشانه ضعف نیست . از زمان تولد ، نشانه ی این بوده که شما زنده اید .
شترمرغ ، سریع ترین پرنده در دویدن
هیچ پرندهای سریعتر از شترمرغ نمیدود. شترمرغ میتواند 70 کیلومتر در ساعت بدود. این پرنده میتواند نیمساعت تمام با سرعت 50 کیلومتر در ساعت بدود. پاهای بلند و عضلات قوی و وجود فقط دو انگشت پا او را در دویدن پرسرعت کمک میکنند. این پرنده اما بهرغم بالهای بلندش نمیتواند پروازکند. شترمرغ برای پرواز بسیار سنگین است.
ریشه ی ضرب المثل ها ...
زیر پای کسی را جارو کردن!
هنگامی که کسی را از شغل و کاری که داشته است اخراج کنند، به صورت کنایه درباره ی او می گویند: « زیر پایش را جارو کردند!».
در گذشته که میز و صندلی و مبل و از این قبیل وجود نداشت، ساکنان خانه اغلب بر روی فرش اتاق می نشستند. فرش اتاق ها در خانه ی ثروتمندان از جنس قالی و در خانه ی افراد میانه حال از نمد و در خانه ی فقیران از حصیر و زیلو بود. بهداشت به مفهوم واقعی وجود نداشت و خیابان ها و کوچه ها اسفالت نبود و پر از خاک و گرد و غبار بود.
از این رو هوا اغلب غبارآلود بود و گرد و خاک ها از در و پنجره و روزن ها به درون خانه ها نفوذ می کرد و روی فرش و اثاثیه می نشست. کدبانوی خانه نیز ناگزیر بود که روزانه چند بار خانه را جارو کند و گرد و خاک را از روی فرش ها بزداید.
در این گونه موارد معمول نبود که اهل خانه همگی اتاق را ترک کنند تا بانو یا خدمتکار خانه اتاق را جارو کند، بلکه کدبانو یا خدمتکار از بالای اتاق شروع به جارو می کرد و به هر یک از افراد خانه که می رسید آن شخص از جایش بر می خاست تا زیر پایش را جارو کنند!
از آن جا که این گونه جاروکردن در هنگام ضروری و پیش بینی نشده موجب می شد تا افراد خانه که با خیال راحت و آسوده نشسته بودند از جایشان برخیزند و در گوشه ی دیگری بایستند تا زیر پایشان جارو شود، این عمل نقل مکان و سلب آسایش ناشی از زیر پا جارو شدن رفته رفته به صورت ضرب المثل در آمد و در مورد هر گونه اخراج یا انتقال افراد از شغل و کارشان مورد استفاده قرار گرفت.