آنها دیگر برای یکدیگر اهمیتی قائل نیستند . هنگامی که ارتباط میان زن و شوهر به چنین وضعیتی برسد ، دیگر نمی توان امید چندانی برای ادامه زندگی مشترک داشت . هنگامی که افراد از ارتباط برقرارکردن با یکدیگر اجتناب می کنند ، دیگر نه مشکلی حل می شود و نه شکافی را می توان پر کرد .
صمیمیت زناشویی تان کمتر شده
صمیمیت در رابطه زناشویی در ازدواج ناموفق پایین است . با ادامه اختلافات ، صمیمیت جنسی کمتر و کمتر می شود و زن و شوهر مانند کسانی می شوند که فقط با هم در یک خانه زندگی می کنند ( همخانه ) ، اما هیچ کدام از صمیمیت های عاطفی زندگی مشترک بین آنها وجود ندارد .
البته تحقیقات سه دهه گذشته نشان داده است گاهی تاکید بیش از حدی روی رابطه زناشویی به عنوان نشانه ازدواج موفق می شود درحالی که عناصر دیگری هم در این موفقیت نقش دارند که به همان اندازه رابطه زناشویی اهمیت دارند یا حتی از آن مهم تر هستند . اشتباه نکنید ؛ « صمیمیت» چیزی بیش از یک رابطه زناشویی خوب است . صمیمیت ممکن است دست در دست هم راه رفتن ، نوازش و به طور کلی ابراز احساسات برای یکدیگر باشد .
مشاجره های مالی تان بیشتر شده
وقتی شما و همسرتان مدام درمورد موضوعات مالی جروبحث می کنید ، روشن است که ازدواجتان دچار مشکل شده است . بسیاری از اختلافات زناشویی ، ریشه در موضوعات مالی دارند و وقتی وضعیت بدتر می شود که کشف کنید همسرتان درباره پول یا سایر موضوعات مالی به شما دروغ گفته است . وقتی زن و شوهر درباره صورتحساب ها ، حساب های بانکی ، مخارج و بدهی ها به یکدیگر دروغ بگویند ، نشانه آشکاری از موفق نبودن ازدواج بروز کرده است .
تردیدی نیست که همه زوج ها در دوران ناپایداری اقتصادی ، به زحمت می افتند و بیکاری ، افزایش قیمت ها ، نگرانی درباره حقوق بازنشستگی و پس اندازها و بالارفتن اجاره و قیمت خانه فشار زیادی به آنها وارد می کند . اما به یک حقیقت باید توجه کنید ؛ زوج های موفق این دوران فشار اقتصادی را از سر می گذرانند و به شکوفایی ادامه می دهند .
زوج هایی که رابطه مستحکمی دارند ، راه هایی برای گذراندن موفق این بی ثباتی های اقتصادی ، پیدا می کنند . زوج های ناموفق ، یاد نگرفته اند با مشکلات اقتصادی کنار بیایند ، زیرا اصلا نحوه برقرارکردن ارتباط درست با یکدیگر را نیاموخته اند . اگر همه صحبت هایتان درباره مسایل مالی شده ، ازدواج تان به خطر افتاده است .
اعتمادتان کمتر شده
اعتماد ، اساس هر ازدواج موفقی است . در واقع هیچ چیز در یک رابطه موفق ، مهم تر از اعتمادکردن نیست . اگر نتوانید به همسرتان اعتماد کنید ، چه کسی برای اعتماکردن باقی می ماند ؟ اگر شما یا همسرتان به بی وفایی طرف مقابل فکر می کنید و طلاق گرفتن ذهنتان را اشغال می کند ، مشکل در ازدواج شروع شده است . اگر میزان اعتماد دوجانبه به صفر برسد ، دیگر امیدی برای تداوم زندگی مشترک وجود ندارد .
مداخله های خانوادگی تان بیشتر شده
برای بستگان و نزدیکانتان ( از فرزندان و پدر و مادرها و خواهر و برادرها گرفته تا اقوام دورتر ) پادرمیانی کردن و واسطه شدن در مشاجره های شما مشکل و مشکل تر می شود . اعضای دو خانواده شروع به طرفداری می کنند و بردن و باختن در این جنگ به قانون روزمره تبدیل و مصاحله و آشتی به فراموشی سپرده می شود .
در این حالت هریک از شما ، سعی می کند دیگری را از اعضای خانواده و دوستانش جدا و منزوی کند و « تفرقه بینداز و حکومت کن» به شعار روزانه تان تبدیل خواهد شد . متاسفانه باید گفت چنین ازدواج های مشکل داری ، باعث اختلاف و ازبین رفتن تفاهم سایر اعضای خانواده هم می شوند . دشمنی خانوادگی نشانه یک ازدواج سالم نیست . شناختن نشانه های ابتدایی در معرض خطر بودن ازدواج و توجه دقیق به بروز این نشانه بسیار مهم است . هنگامی که این نشانه ها بروز می کنند ، باید اقدام های اساسی انجام دهید تا رابطه تان با همسرتان نجات یابد . ازدواج سالم و شاد از دستاوردهای بزرگ زندگی است . هرگز برای نجات ازدواج دیر نیست .