سفارش تبلیغ
صبا ویژن

مرکز خدمات مشاوره ای طلوع زندگی

ارتقاء سلامت خانواده

چرا ازدواج ‌ها شکست می‌خورند ؟

مرکز خدمات مشاوره ای طلوع زندگی

اگر زوجین فاقد مهارتهای ارتباطی ضروری برای حل مشکلاتشان باشند ، حتی کوچکترین مشکل نیز حل ناشدنی‌خواهد شد . امروزه بسیاری از ازدواجها قبل از تشکیل و یا مدت کوتاهی بعد از آن متلاشی می‌شوند . درک اینکه چرا این ازدواج ‌ها شکست می‌خورند می‌تواند راه‌حلی باشد که مراقب باشید ازدواج خودتان شکست نخورد .

بعضی از عواملی که در شکست ازدواجها مشارکت دارند شامل مسائل مالی و دیگر شرایط ازدواج است . همه ی این مسائل می‌تواند در یک ازدواج سالم و پایدار هم وجود داشته باشد اما اگر آنها به طور صحیح و درست مورد رسیدگی قرار نگیرند ، می‌توانند منجر به شکست ازدواج شوند .

ارتباط ، نقش اساسی در موفقیت ازدواج دارد . بدون ارتباط صحیح ، حل تعارض و کشمکش‌ها مشکل‌ساز می‌شوند . اگر زوجین فاقد مهارتهای ارتباطی ضروری برای حل مشکلات‌شان باشند ، حتی کوچکترین مشکل نیز حل ناشدنی خواهد شد . ارتباطات به واسطه ی فرصت دادن به همسران برای مشارکت در نگرانی‌ها و علایق ، امیدها و آرزوهای یکدیگر ، موجب رشد و شکوفا شدن روابط زوجین می‌شود .

بدون سهیم شدن در این موارد زوجین رشد نخواهند کرد و تا حد امکان به یکدیگر نزدیک نخواهند شد . اگر یک یا هر دو همسر فاقد مهارتهای ارتباطی مؤثر باشند ، این برای حل و فصل بحث‌ هایشان مشکل‌ساز می‌شود چرا که زوجین قادر نیستند تا نقطه نظرات یکدیگر را درک کنند .

نگرانی‌های مالی ممکن است خودشان علت شکست ازدواج نباشند اما تنش‌ها و تعارضاتی که این نگرانی‌ها ایجاد می‌کنند ، اغلب در شکست ازدواج مقصر هستند . نگرانی‌های مالی می‌تواند بار سنگینی را تحمیل کند و زمانی که یک زوج تلاش زیادی را برای برآوردن تعهدات مالی‌شان می‌کند ، می‌تواند فشار بسیار زیادی را احساس کند . این فشارها ممکن است برای تخریب ازدواج سالم به طرق دیگر کافی باشد . اگر یک همسر در زندگی به مسائل مالی مشغول شود ، ممکن است شروع به کوتاهی کردن از دیگر جنبه‌های زندگی کند . این رفتارهای مسامحه‌آمیز بر همسر تأثیر گذاشته و موجب می‌شود که وی احساس تنهایی و بی‌مهری نماید . این امر می‌تواند برای ازدواج آسیب ‌زا شود . اغلب یکی از زوجین به واسطه ی مسایل مالی تحلیل خواهد رفت و این نیز می‌تواند برای ازدواج مخرب باشد .

شرایط ازدواج نیز می‌تواند منجر به شکست شود ؛ یک ازدواج راحت ( بدون فکر ) نمی‌تواند یک ازدواج سالم باشد . هنگامی که تصمیم گرفتن به ازدواج ؛ به غیر از عشق حقیقی بر امور دیگری نیز قرار گیرد ، این احتمال وجود دارد که آن ازدواج ، ازدواج مناسب و خوبی باشد ( عشق تنها کافی نیست ) اما این به معنای گذاشتن شرایط بسیار سختی که برای نمونه در جامعه ی ما حاکم است ، نیست .

برای مثال شرایط ازدواجی که اغلب منجر به شکست می‌شود عبارتند از : ازدواج کردن به خاطر داشتن بچه یا به خاطر فشاری که از جانب اعضای خانواده و دوستان احساس می‌شود . هیچ کدام از این دلایل در واقع دلایل معتبر و قابل قبولی برای ازدواج نبوده و اغلب منجر به شکست در ازدواج و طلاق می‌شوند .

ازدواج کردن در سنین پایین ، دلیل دیگری برای شکست ازدواجها می‌باشد . اگر چه سن مناسب برای ازدواج متغیر بوده و به طور زیادی بستگی به خود فرد دارد ، افراد زیادی عقیده دارند که برای نوجوانان و سنین پایین‌تر از 20 سال ، ازدواج کردن خیلی زود است . ازدواج کردن قبل از اینکه فرصت لذت بردن از تجارب زندگی را داشته باشید می‌تواند باعث تنفر از ازدواج شده و در نهایت شکست ازدواج را در پی داشته باشد .

در ازدواج‌هایی که تاکنون دچار مشکل بوده‌اند ، هر یک از زوجین باید تلاش کنند تا برای بهبود و نجات زندگی‌شان متعهد شوند که روی مهارتهای ارتباطی‌شان کار کنند . نبود تکنیک‌های مؤثر ارتباطی می‌تواند به شکست در ازدواج منجر شود . عشق ممکن است همواره پیروز شود اما زمانی که نگرانیهای مهمی وجود دارد حتی عشق نیز نمی‌تواند به تنهایی برای حفظ ازدواج کافی باشد .